۱۳۹۸ مرداد ۲۸, دوشنبه

☆ داد و دهش درفرهنگ زرتشتیان ☆


روز نیکوکاری پایان سال در گاه شماری ترادادی (:سنتی) زرتشتی " وَرَهرام "روز نام داد، وَرَهرام نام یكی از روزهای خجسته در آیین زرتشتی و هنگامی است كه در هرماه زرتشتیان به نیایشگاهی که به نام شاورهرام ایزد رفته همراه با نیایش اهورامزدا(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند)به داد و دهش نیز می پردازند.
 چهاردهم اسفند، آخرین روز ورهرام در هرسال است که روز نیکوکاری نیز نام گرفته است. داد و دهش در فرهنگ نیاکان ما از دیرباز جایگاه ویژه یی داشته است.
بینش اشوزرتشت بر مبنای نیكی و نیكوكاری استوار شده است. این آموزگار راستی از انسان ها می خواهد تا در زندگی دیگران نیز نقش سازنده و نیك داشته باشند و به همین روی در پیامش " خوشبختی را از آن كسی می داند كه در پی خرسندی دیگران باشند."
اشوزرتشت پیروانش را به یك پیشی جویی (مسابقه) در نیكوكاری سفارش می كند.
"...هر یك از شما، باید دركردار نیك از دیگری پیشی جوید و با این روش زندگی خود را خوش و خرم سازد" .
گات ها، هات 53 بند 5
در این بینش، مرتو(:انسان) با پیمودن گاه های رازوری (:عرفان) برآن است تا به خداوند نزدیك شود و با همین انگیزه باید برخی از ویژگی های پروردگار را در خود پرورش دهد. یكی از ویژگی های اهورایی، بخشندگی و داد و دهش بی پایان است.
از این رو هر فرد نیز با پرداختن به نیكوكاری و داد و دهش که در بینش آموزگارش سفارش شده است، خشنودی اهورامزدا و روان آفرینش را فراهم خواهد کرد.
در پیام اشوزرتشت آمده است: "داد و دهش را كه پسند اهورامزدا و از نیكوكاری است از نیازمندان دریغ مدارید."
از یكسو دهش و نیكوكاری در فرهنگ زرتشتی كاری برپایه هنجاردرست است زیرا دهشمند بایستی كردار نیك خود را برای ارزش آن انجام دهد و باور داشته باشد كه این کار درساختار آفرینش لازم و همراهی با بخشش نیک اهورایی است به گونه ای دیگر دهشمند، برای ارزش وجایگاه اشا (:هنجار راستی درهستی) وکارنیک باید به نیکی روی آورد و دهش او برای خودنمایی و رسیدن به مقام و جایگاه مادی دیگری نباشد.

🔥🔥🔥🔥🔥🔥
نقل از درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان

☆ پیمان به دین زرتشت ☆


این سرود اوستایی که درنیایش های زرتشتی پیوسته خوانده می شود، یادآور پیمانداری پیروان بینش زرتشت است که هرگاه خویشتن را به فروزه های ورجاوند این دین همازور وهماهنگ می گردانند.

مَزْدَیَسْنو. اَهمی. مَزدَیَسنو. زَرَتوشْتریش. فْرَوَرانهِ.آستوتَسًچا. فْرَوَرِتَسْچا.؛

آستویِه. هومَتِم. مَنوُ.
آستویه. هوخْتِم. وَچوُ.
آستویه. هْوَرْشْتِم. شْیَئوُتَنِم.

آستویه. دَئِنام. وَنْگوهیم. مازْدَیَسنیم.
فْرَسپایَه اوُ. خِذْرام.
نیذاسْنِئی. تیشِم. خوَئِت وَدَتام. اَشَه اوُنیم.
یاهایی. تی نامْچا. بوشْ یِه ئین. تی نامْچا.
مَزیش ْتاچا. وَهیش ْتاچا. سًرَئِش تاچا.
یا.آهوئیریش. زَرَتوشْتْریش.
اهورائی. مَزدائی. ویسْپا. وُهو. چینَهمی.
اَئِشا. اَستی. دَئِنَه یاو.
مازدَه یَسنوُئیش. آستو یی تیش.
جَسهَ. مِه. اَوَنْگْهِه. مَزدا. (سه بار)

برگردان سرود؛

برمی گزینم شیوه مزدا پرستی را،
که آورده زرتشت است.
واستوارم بر این کیش،
می ستایم اندیشه نیک را
می ستایم گفتار نیک را
می ستایم کردار نیک را
می ستایم دین نیک مزدیسنا را
که دورکننده جنگ افزار، نکوهنده دشمنی
وستایشگر آشتی ونیک اندیشی است.
که مرتو را به یگانگی با خویش فرا می خواند.
که دینی برای اکنون وآینده است.
نیکوترین، برترین وزیباترین،
که اهورایی وآورده زرتشت است.
که اهورامزدا را بنیان نیکی ها می داند.
این است ستایش دین مزداپرستی.
به یاری من بیا ای مزدا

چم واژگان؛
دین: کیش، نیروی تمیز دهنده نیک وبد، وجدان آگاه وبیدار
مزدا: دانایی وآگاهی بیکران، دانش پیوسته
اهورا: دارای هستی، هستی مند
مزدیسنا: مزداپرستی، پرستاران و همراهان دانش و آگاهی بیکران
مرتو: انسان
مرتوگان: بشر، مردم
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
نقل از درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان

۱۳۹۸ مرداد ۲۵, جمعه

آیین سدره پوشی

تاریخچۀ سدره پوشی
ایرانی، از دوردست ها تاریخ، از زمانی که به زندگی گروهی روی آورد، نوجوانان خود را با برپایی آیین های ساده ای به دنیای بزرگتران راه می داد. این نوجوانان از آن زمان در انجام کارها شرکت جسته و خویشکاری می پذیرفتند. این آیین های ویژه را می شود به پروانۀ ورود مانند کرد، که به نسبت جا و زمان ساده بوده اند و برای نمونه با بستن ریسمانی به کمر نوجوانان انجام می شده اند. همین کارِ ساده، به جوانان گونه ای باور به خویشتن می داد تا دوش به دوش پدران و مادران خویش به کارزار زندگی خانوادگی و گروهی وارد شوند. سن جوانان برای انجام چنین آیینی کمابیش ١٥ سالگی بوده است که آن را سن رسیدگی برای پذیرش خویشکاری می دانسته اند.

از نگر استوره ای / تاریخی کمر بستن را به جمشید پیشدادی پیوند می دهند، که جمشید خود از سویی نمادِ انسان و همچنین شهریاری نیک و از سوی دیگر نشانۀ یک دورۀ دراز از تاریخ و زندگی آریاییان، پیش از جابجایی بزرگشان بوده است.
اشاره شود که پوشش و جامۀ ایرانیان در روزگار باستان یک سَره بوده است (در آغاز چیزی مانند شلوار امروزی نبوده است)، که هنگام کار و تلاش روزانه برای آنکه دست و پاگیر نباشد، میانِ آن را با یک بند یا چیزی مانند به آن بر کمر خود تنگ می کردند.  از همین رو "کمر بستن" یا "میان بستن" نشانۀ وارد شدن به دنیای کار و تلاش بوده است.
هنگام پیدایش اشو زرتشت و دین بهی نیز این آیین رواج داشته است. از ویژگی های اشو زرتشت آن بود که در کنار برانداختن نشانه های بت پرستی و خرافه ها، پذیرای آیین های خوب و سازندۀ زمان خود نیز بود. یکی از این آیین ها همین کمر بستن بود که پس از برپایی دین بهی و پذیرش آن از سوی مردم، بگونۀ آیین به دین آمدن و پذیرش آن در آمد و با نیایش های ساده ای همراه گشت.
زرتشت در گاتاهای خویش از گزینش دین بهی از سوی پسر عموی خویش میدیو ماه و همچنین شاه گشتاسپ، فرشوشتر و جاماسپ سحن می گوید. از اینگونه پذیرش دین در بخش "هفت هات" نیز سخن رفته است. در پارۀ اوستایی "فَروَرد" چندین بند آمده است که دربردارندۀ گزاره ها و فرازهایی است که یک گرونده به دین بهی با گفتن آنها، بازگشت خویش از کارهای نادرست پیشین خود و همزمان پذیرش راه بهی و نیکویی را بیان می داشته است.
بخش بنیادن نیایش یا اوستایی که برای انجام این آیین امروزه بکار می رود از همین بخش اوستا برداشت شده است.

سِدرِه و کُشتی
”سدره پوشي” نشانه‌ي بيرونيِ زرتشتي شدن است. با پوشيدن سدره و بستن كشتي آدمي بیان می دارد که به پیوستگی خویش با گیتی و هستی از راه مهر آگاه گشته است و می پذیرد که با دیگر بسته کشتیان و مردمان نیک گیتی هم پیوند و هم پیمان گردد و راه زرتشت و دین بهی را پي‌گيري كند.
سدره پوشي زايشي نو و “تولدي ديگر” است . زايشي مينوي (معنوي) در يك دينِ بهساز و آباد كننده . با پوشيدن سدره و بستن كشتي گامه‌ي كوشاي (جدي)  زرتشتي شدن آغاز مي گردد.

سدره

سِدرِه پيراهني است بي‌يقه و بي‌آستين از پارچه نازك سفيد رنگ و نخستین جامه ای است که بدن را می پوشاند.  سدره، جامه‌ي نازش (تفاخر) نيست بلکه جامۀ ساده ای است كه نشان سادگی و پاکی است و رنگ و ريا در آن راهي ندارد. (يقه و آستين بلند هر دو نشانه خودنمايي بوده و آستين بلند و گشاد در گذشته اسباب نازش دارنده آن به شمار مي آمده است) سادگي و سفيدي اين جامه نشان مي دهد كه شخص نمي خواهد با دربركردن آن به جاه و مقامي برسد و آنرا وسيله اي براي رسيدن به بلندپروازي‌هاي خود قرار دهد.
باپوشيدن اين جامه‌ي ساده، سفيد و پاك ،انسان همانند و همرنگ آن مي‌گردد. هم رنگ ديگر زرتشتيان مي شود. بهدين مي شود. سپیدی، خود آمیختگیِ رنگ های دیگر است بدین چیم که رنگارنگیِ زیبای باشنده در گیتی در یگانگی سپید با هم آمیخته می شوند.
یکی از نام های کهن تری که برای این جامه وجود داشته است، "وُهو مَنو وَسترَ" Vohu manu vastra   می باشد به چیم پوشش یا جامۀ وُهومنی / نیک اندیشی. نقش بنیادین و نمادین وهومن، پیوند دادن گونه گونی و حتا همیستاری ها (تضادها) در یکرنگی و هماهنگی میباشد بگونه ای که خود دیده نمی شود و در یکرنگی و بیرنگی آمیخته می شود.
در پیش و پسِ سدره، در بخش های سینه و گردنِ، دو کیسۀ کوچک می باشد که آنکه در پیش است، "گریبان" و یا "کیسۀ کرفه" (کار نیک) نامیده می شود و یادآور آن است که همۀ کردارهای نیک انسان روی هم انباشته شده و او را به شادی و خوشبختی میرساند. کیسه ای که در بخش گردن وجود دارد "گُردِه" نامیده می شود که نشانگر خویشکاری یک بهدین در کار و تلاش برای نو کردن همیشگی جهان و پیشبرد نیکی در گیتی است.
سدره، پوشش مناسبی است برای بستن کشتی بر روی آن. 



كُشـتی
كشتي بستن نشانۀ پیوند و پيمان بهدين با خویشتن خویش و دیگر نیکان و وهان گیتی، با خودِ گیتی و هر چه در آن است (طبیعت/آخشیج ها) و سرانجام با اهورامزدا است. با پوشيدن سدره، بهدين جامه‌ي خدمت دين را به بر مي كند و با بستن كشتي كمر خدمت به ميان مي بندد تا جهاني آباد ،آزاد و بدور از جنگ ، ناداري و … بسازد .
واژۀ کشتی از "کُستیک" پهلوی آمده است که خود از ریشۀ "کُست" به چیم پَهلو، سو . کنار و همچنین مرز می باشد. واژۀ coast در زبان انگلیسی (و همانند آن در دیگر زبان های ایرانی / هندی و اروپایی) نز از همین بنمایه می باشد. نام ورزش کُشتی نیز از همینجا مایه گرفته است که در مفهوم گرفتن کمر یکدیگر و زورآزمایی بوده است.
در ادبیات پارسی واژۀ "زنار" نیز برای کشتی زرتشتیان و بندی که عیسویان بر میان می بندند آمده است. واژه ای که در کتابهای فارسی برای کشتی آمده است "اَئِویا اَنگهِن" Aevyâ anghen می باشد که چیم کمربند را می رساند.
سران بزرگ از هم کشوران       پزشکان دانا و گُندآوران
همه سوی شاه زمین آمدند          ببستند کشتی و به دین آمدند
كشتي، بندي است كه از ٧٢ نخ پشمي بافته شده است. بافندگان آن بايد زرتشتیان پارسا باشند . اين ٧٢ نخ به شش ٦ رشته بخش شده است.
و هر رشته اي داراي ١٢ نخ است 6 × 12 .
اکنون ببینیم چرا این شمارۀ ٧٢=6 × 12 در فرهنگ ایرانی چنین پرارج می باشد که شمار هاییتی ها یا بخش های دفتر "یسنا"، که پرارج ترین بخش اوستا می باشد و گاتاها را درون خود دارد، را ٧٢ گرفته اند و می دانیم که این شماره به دین های دیگر نیز راه یافته است 
(البته بدون آنکه بن مایۀ چرایی یا فلسفۀ وجودی خود را به همراه داشته باشد)
شمار ١٢ که می توان گفت بنمایۀ آسمانی و زمینی دارد بدین چم که هم، شمارِ برج های آسمانی / فلکی دروازده گانه می باشد و هم، شمار بخش های سال (ماه ها). ٦ نیز نماد شش چهره گاهانبار یا دوره های نمادین آفرینش/پیدایش هستی است از آسمان ابری (نمادِ خودِ خدا) گرفته تا مردم در پایان (نوروز و گاهانبار ششم) و گردش دوبارۀ آن از نو.
بدین ترتیب می توان گفت که رویهم اینها، همانا همگی هستی و آفرینش را در بر می گیرد. پس کشتی، براستی، نماد همۀ هستی است و گردش آن به دور کمر و میان نماد پیوند بهدین با همۀ هستی و در میان آن قرار داشتن است و نشان جایگاه راستین انسان در این پیوند زمینی-آسمانی.



چگونگی کشتی بستن و فلسفۀ آن:
کشتی، در هنگام اجرای آیین، سه ٣ بار به دورِ میان می گردد و چهار ٤ بار گره می خورد، دو گرۀ نخست در پیش رو و دو گره پایانی در پشت.
سه ٣، همیشه نماد اندیشه، گفتار و کردار نیک است؛ ابزاری که با آن می توان فروهر درون را بالاند و گسترد و پرورش داد که تنها راه پیوستن به جهان و جهان آفرین است.
چهار ٤، در فرهنگ ایران دستکم نماد دو چیز است:
     - چهار آخشیج (عنصر) بنیادین هستی، آب، هوا، زمین و آتش
     - چهار نیروی درونی انسان، که در فرهنگ ایران و بسته به زمان با نام های گوناگون از آنها یاد شده است:
         وهمن و ماه و گوش و رام – خرد (تمیز دهنده و پیوند دهنده) و دین (چشم بینا در تاریکی) و جان و روان (آگاهبود)-...
بر این پایه مفهوم و آرش از زدن چهار گره آن است که همۀ آخشیج ها و نیروهای به هم آورندۀ انسان به هم پیوند می خورند و در هم آمیخته می شوند تا او را از درون به هماهنگی و آرامش لازم رسانده (سپنتا آرمیتی) و راه شادی دیرپا و پیشرفت همیشگی (هوروَتات اَمِرِتات) را برایش هموار سازند.

پیوند میان مانترای/ نیایش این آیین و روش کشتی بستن
کشتی را هنگامی بر کمر می گذاریم که در نیایش خود خواستار اندیشه نیک و خرد می شویم تا راه اشا یا راستی را دریافته و با کار و تلاشی که در هماهنگی با آن در زندگی انجام می دهیم جهان را پیشرفت دهیم، نو سازیم و جشن زندگی برپا داریم.
هنگامی گره های پیش رو را می زنیم که در هنگام خواندن مانترای "یتا اهو" خواستار آن می شویم که اندیشۀ نیک با همگان باشد تا کارهای زندگانی از روی خرد و به نام مزدا سامان یابند.  
پس می بینیم که همۀ خواست و درخواست یک بهدین آن است که کارهایی انجام می یابند از روی خرد و منش نیک بوده، راست و درست باشند تا زندگانی را آباد و پیشرونده گردانند.
در پایان، گره های آخر را هنگام خواندن مانترای "اشم وهو" و هنگامی می زنیم که می گوییم این کارهای نیک ما را به خرسندی و شادی درونی و خوشبختی خواهند رساند.

پیوند میان کشتی بندی و روان انسان
امروزه در دانش روانشناسی استوار شده است که انگیزش های تنی همراه با انگیزش های روانی اثر بسیار ژرفی در روان آدمی به جای می گذارد. اگر ما یک انگیزش تنی را با یک انگیزش روانی همراه نماییم، تکرار آن انگیزش تنی خودبخود اثر روانی را نیز به دنبال دارد. از این رو هر گاه کَسی سدره را بر تن و کشتی را بر کمر خود دریابد، آموزش ها و سرودهای گفته شده در هنگام پوشیدن سدره و بستن کشتی، که در نهاد ناخودآگاهش جایگیر شده است، در ذهن و روانش زنده می شوند و او را خودبخود به پیروی از گزینش ها می کشانند.
یکی دیگر از پیامدهای کشتی نو کردن به گونۀ گروهی، برپا داشتن اندیشۀ یکرنگی و همازوری در گروه می باشد که آرامش روانی در پی دارد.  کشتی رشته ای است که همۀ پیروان آیین مزدیسنا را به هم پیوند می دهد.

خوان گزاری

جایی که آیین در آن انجام می شود، شایسته است که به زیبایی آراسته شده باشد. فضایی که در آن سفرۀ سپیدرنگ گسترده شده است، بر آن آتشدان روشن، سپندارهای[1] فروزان، آیینه، گل، میوه، خشکبار، تره بار و غیره بر آن جای داده شده باشد. چنین فضای اشویی آرامش بخشی که براستی زایش انسان تازه ای را نوید می دهد، شادی بخش است. دربارۀ آرایش خوان سدره پوشی، روانشاد موبد اردشیر آذرگشسب، در دفتر "آیین سدره پوشی" چنین می نویسد:
« در روز موعود سفرۀ سفید بزرگی را در وسط اتاقی که دور تا دور آن میهمان ها می نشینند، می گسترند. در چهار گوشۀ سفره چهار چراغ یا شمع روشن و در میان سفره اشیاء زیر را به سلیقۀ خود می چینند: یک آفرینگانی (مجمر آتش)، یک ظرف پر از لبان، صندل، چوب عود و سایر خوشبویی ها، یک سینی پر از چند قسم میوۀ خشک مانند پسته، بادام، گردو، قیسی، سنجد، برگۀ زرآلو، انجیر، نارگیل و غیره که مقداری نقل و شیرینی روی آن پاشیده شده و زرتشتیان آن را لُرک می گویند. مقداری گل و سبزه در گلدان و مقداری آویشن و برنج مخلوط با کمی سنجد و شیرینی در یک ظرف.» البته یادآور می شویم که این خوان می تواند بر روی زمین یا بر روی میز چیده شود.



چگونگی داشتن سدره بر تن
نوزود[2]، تن شسته و پاکیزه، جامه ای سپید بر تن و سدره در بر دارد. پسران می توانند پیراهنی بر تن داشته باشند به گونه ای که با باز بودن دگمه های آن بتوان کشتی با به سادگی بر کمر بست. در هر دو مورد پسران و دختران می شود با داشتن بلوزی بر روی سدره و از راه بالا زدن لبۀ آن نیز به کشتی دسترسی داشت. در جایی که همۀ باشندگان خودی باشند نیازی به داشتن روپوشی بر روی سدره نمی باشد.


[1]  شمع ها
[2]  گرونده یا سدره پوش شونده را می توان "نوزود" (نوزاد) نیز نامید زیرا به مانند نوزاد تازه ای است که به دنیای بهدینی پای می گذارد.
------------------------------------
شیوۀ به دست گرفتن کشتی
آغاز می کنیم با به هم آوردنِ دو سرِ آزاد کشتی که آن را در دست راست می گیریم  (1) و سر دیگر کشتی را (که میان کشتی میباشد) آزاد رها می کنیم. (2)
سپس انگشت میانی دست چپ را در میانِ دو لایۀ کشتی گذاشته و به سوی انتهای رها و بستۀ آن می کشیم تا آن که به انتها برسد (3). سپس این سرِ بسته را که اکنون در دست چپ قرار دارد به سوی بالا برده و سر دیگر (راست) را آزاد رها می کنیم.(4)
اکنون انگشت میانی دست راست را، در حالی که کف دست راست را در برابر کف دست چپ گذاشته ایم، به میان دو لایۀ کشتی برده و آن را به سوی بیرون (سر آزادِ دست راست) می آوریم تا جایی که کمابیش 10-20 سانتی متر به پایان آن مانده باشد. بدین گونه کشتی راه به دو نیمۀ برابر بخش کرده و آن را در دست داریم. چگونگی نگاهداشتن دستها در هنگام آغاز نیایش بدینگونه می باشد.

اکنون زمان آن رسیده است که نیایش را آغاز کنیم.

شما میتوانید اوستای کشتی بستن را با فرمت MP3 از این پیوند دریافت کنید :

خْشْنَئوتْرَ. اَهورَهِ . مَزداو …
هومَتَ . هوخْتَ . هوَرْشْتَ . يَزَمَئيدِه …
مَنِشنی و گُوِشنی و کُنِشنی، تنی و روانی، گیتی و مینو، اَژِشِ هَمَه گونَه وَناهی اَواخش و پَشیمان، پِه پَتِت هُم.
شکسته باد اهریمن (٣ بار)[1]

به خشنودي اهورامزدا
انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك را می ستایم
از هر دروغ و ناشایستی که از اندیشه و گفتار و کردار من، از تن و روان من و در گیتی و مینوی من سر زده، پشیمانم و باز می گردم.
شکسته باد دروغ و بداندیشی (٣ بار)

رَزِشتيا . چيستيا . مَزدَه داتيا . اَشَئوْنيا . دَئِنَياو . وَنْگْهوْيا . مازْدَيَسنوايش …


[1]  بخشی که در میان نشانه های     جای گرفته است تنها در هنگام آیین سدره پوشی بر زبان آورده می شود و بدان آرش است که گرونده از هر آنچه تا کنون در زندگی از او سرزده که زیانبار بوده و از کنش بدانها ناخرسند می باشد، ابراز پشیمانی می کند و می خواهد که از اینگونه اندیشه، گفتار و کردار دور شده و دیگر به راه راستی برود. سپس نیز خواستار شکست و دورافکندن دروغ و بداندیشی می شود.
البته ای بدان آرش نیست که از انسان (که همواره در کار فراگیری از زندگی است) دیگر هرگز کاری سر نخواهد زد که وجدان آگاه او از ناشایسته بودنش آگاه نباشد. اگر چنین شد و بهدین خواست که در هنگام نیایش، از آن کنش در پیش وجدان آگاه خود یاد کرده و با پذیرش کامل آن، از آن ابراز پشیمانی کند و دوری بجوید، می تواند به نمونۀ یک ابزار، از این بخش دوباره بهره گیرد.
یادمان باشد که تنها ابراز کلامی از پذیرش و پشیمانی بسنده نیست و اگر در پی کنش ما زیانی به چیزی یا کسی رسیده است بایست که آن را به شیوۀ خردمندانه جبران نماییم.
---------------------------------------------------
من اکنون بر اين باورم كه راست ترين دانش مزدا داده دين نيك و پاك زرتشتي است.

اَت . وِ . ستَئوتا . اَئوجائي . مَزدا . اَنْگْهاچا .
يَوَت . اَشا . تَواچا . ايسائي چا .
داتا . اَنْگهِه اوش . اَرِدَت . وُهو . مَنَنگْها .
هَيي تيا . وَرْشْتام . هيَت . وَسنا . فْرَشوْتِمِم …

 اي خداوند خرد، من ستايشگر تو بوده و تا زماني كه مرا تاب و توان است
به راه راستي خواهم رفت و ستايشگر تو خواهم ماند
و كارهاي خود را بر پايه منش نيك و آيين زندگاني انجام خواهم داد
زيرا اين كارهاي راست و درست هستند
كه جهان را همواره تازه می کنند و پیشرفت می دهند.

ستَئومي . اَشِم … اَشِم . وُهو . وَهيشتِم . اَستي… اوشْتا . اَستي…
اوشتا . اَهمائي . هيَت . اَشايي . وَهيشْتائي . اَشِـم…

مي­ستايم راستي را . راستي بهترين نيكي است. خرسندي است.
خرسندي براي كسي كه راستي را براي بهترين راستي بخواهد.

هنگامی که به واژۀ "ورشتام" اوستایی برابر با "کارهای راست و درست" می رسیم (که زیر آن ها خط کشیده شده است) ، میان کشتی را که روی انگشت میانِ دست چپ جای دارد (8) با دو دست می گیریم (9)، آن را بر لبان گذاشته، بر پیوند و پیمان خود بوسه ای می زنیم، آن را بالا برده بر چشمان نیز می نهیم، و سپس دو سر آزاد کشتی را رها کرده و میان را بر روی شکم می گذاریم (10) و کشتی را از دو سو کشیده و به پشت می بریم (11)، یک دور زده (12) و به پیش می آوریم.  در اینجا کشتی را آماده برای گره زدن در پیش نگاه می داریم. (13)
پیش از آنکه گره زدن ها را آغاز کنیم دو نکته را یادآوری می نماییم:
١- گره ها هنگام سرودن دو نیایش ارجمند "یتا اهو" و "اشم وهو" زده می شوند. از آنجا که این دو مانتر از ارج بسیاری برخورداند شایسته آن است که به زبان اوستایی سروده شوند، با نگرش به اینکه نیایشگر باید از مفهوم آنها آگاه باشد.
٢- گفتیم که روهم رفته چهار گره زده می شود که دو تا در پیش و دو تا در پشت خواهد بود. در هر دو گونه، نخستین گره را دست راست و از بالا به پایین می اندازد و برای دومین گره، دست چپ چنین می کند.
اکنون گره های پیش رو را آغاز می کنیم، بدین شیوه که دو بار مانترای "یتا اهو" را می خوانیم و هر بار پس از رسیدن به واژۀ " شْيَئوُ تَنَنام " برابر با "کارهای زندگانی" یک گره، برابر با روش یاد شده، می زنیم.

يَتا . اَهو . وَئيريوُ ... اَتا . رَتوش . اَشات چيت . هَچا…
وَنْگْهِ-اوش . دَزدا . مَنَنگهوُ . شْيَئوُ تَنَنام . اَنْگْهِ-اوش . مَزدائي…
خْـشَتْـرِمچا . اَهورائي . آ… ييم . دريگوُ بيوُ . دَدَت . واستارِم   (٢ بار)

همانگونه كه رهبر دنيوي را تنها از روي راستي اش برمي گزينيم، به همانگونه رهبر ديني را از براي راستي اش مي پسنديم.
انديشه نيك بر همه ارزاني باد، تا كارهاي زندگاني از روی خرد و بنام مزدا سامان یابند.                                                                                                                                                                                                                      
توانایی راستین را کسی دارد كه نياز ستمديدگان را برآورده سازد. (٢ بار)

گره نخست را دست راست و از بالا به پایین می زند






گره دوم را دست چپ و از بالا به پایین می زند





کشتی به پشت می رود و برای گره های پشت آماده می شود



اکنون گره های پشت را می زنیم. یک بار اشم وهو را خوانده و پس از رسیدن به "اوشتا استی" برابر با "خرسندی است" گرۀ نخست را، از راست و با گفتن "اوشتا اهمایی" برابر با "خرسندی برای" گرۀ دوم را، از چپ می زنیم.
اوشتا . اَهمائي . هيَت . اَشايي اَشِم . وُهو . وَهيشتِم . اَستي… اوشْتا . اَستي…
مي­ستايم راستي را . راستي بهترين نيكي است. خرسندي است.
خرسندي براي كسي كه راستي را براي بهترين راستي بخواهد.
گره نخست را دست راست و از بالا به پایین می زند





گره دوم را دست چپ و از بالا به پایین می زند







اگر از درازای کشتی چیزی بازمانده باشد آن را در کشتی دور کمر می تابانیم تا آویزان نماند



اکنون گره ها زده شده اند و هنگام سرودن فرورانه است. انگشتان شست دو دست را، بر روی کمر، در زیر کشتی برده و باقی انگشتان را بر روی آنها می گذاریم.
مَزْدَيَسنو . اَهمي .
مَزدَيَسنو . زَرَتوشْتريش . فْرَوَرانهِ . آستوتَسچا . فْرَوَرِتَسچا آستويِه . هومَتِم . مَنوْ .
آستويه . هوخْتِم . وَچوْ .
آستويه . هْوَرْشْتِم . شْيَئوُتَنِم .
آستويه . دَئِنام . وَنْگوهيم . مازْدَيَسنيم …
فْرَسپايَئوْ . خِذْرام . نيذاسنِئي . تيشِم . خَئِت وَدَتام . اَشَئوْنيم …
ياهايي . تينامچا . بوشْ يِه ئين . تينامچا .
مزيشْتاچا . وَهيشْتاچا . سرَئِشتاچا . يا . آهوئيريش . زَرَتوشْتْريش …
اَهورائي . مَزدائي . ويسپا . وُهو . چينَهمي …
اَئِشا . اَستي . دَئِنَياو . مازدَيَسنوُئيش . آستو ايتيش …
جَسَ . مِ . اَوَنْگْهِه . مَزدا … (٣ بار خواندن)   
اشم وهو (١)

 مزدا پرستم

برمي گزينم كه مزدا پرست زرتشتي باشم، با ستايش ها و باورها.
انديشه نيك را مي ستايم
گفتار نيك را مي ستايم
كردار نيك را مي ستايم.
دين بهي مزداپرستي را مي ستايم
که آزادی و آزادگی می بخشد، جنگ افزار را كنار مي نهد،
و انسان را با خویشتن و سامان جهان زنده یگانه می سازد.
كه (برای من) از دين هايي كه هستند و خواهند بود
برترين و بهترين و زيباترين است.
که اهورایی است و زرتشتی.
اهورامزدا، خداي دانا را، بنیان همه نیکی ها مي دانم.
اين است ستايش دين مزداپرستي.
به ياري من بيا  اي اهورامزدا (٣ بار)
راستي بهترين نيكي است. خرسندي است.
خرسندي براي كسي كه راستي را براي بهترين راستي بخواهد.
اکنون نوبت سرودن "همازور بیم" یا سرود یگانگی است. در این هنگام برگزارکنند و نوزود دستان یکدیگر را گرفته و با هماوایی سرود همازوری سر می دهند :
هَمازور بيم . هَما زورِ هَما اشو بيم . هما زورِ ويشْ كرفِه بيم . هم كرفهِ يِ كِرفِه كاران بيم . دور از وَناه و وَناه كاران بيم . هم كِرفِه يِ بَستِه كشتيان و نيكان و وَهانِ هفت كشور زمين بيم … اَتَه جَمیات یَتَه آفرینامی .
بشود كه همگي هم پيوند باشيم. با همه اشوان و نيكان هم پيوند باشيم .
در انجام دادن كار نيك هم پيوند باشيم. با نيكوكاران در كردن كار نيك همگام باشيم. از كارهاي ناپسند و نادرست دوري جوييم و با همه بسته كشتيان (زرتشتیان) و خوبان همه سرزمين ها همگام باشيم.
چنین باد که ما خواهانیم.    اشم وهو (١)
و با خواندن چند جملۀ زیر نیایش را به پایان می بریم :
پیروز باد خَروهِ اَویژَه وَهدینِ مازدَیَسنان (3)
پیروز باد دین نیک و با شکوه مزدیسنی    اشم وهو (١)
پِه اورمزد و امشاسپندان کامه باد ...
ایدون باد . ایدون ترج باد.
اشم وهو (١)
اکنون نوزود در جای خود می ایستد یا می نشیند و برگزارکننده با خواندن مانترای تندرستی برای او آرزوی تندرستی، شادی و زندگانی خوب و پربار می نماید.
شایسته ترین شادباش های ما ارمغان باد به همگی گروندگان به دین بهی زرتشتی و بازگشتگان به خویشتن خویش. بی گمان گزینش چنین راهی، که همانا راه راستی و درستی می باشد به خشنودی و آرامش خواهد انجامید و رسایی و جاودانگی و خوشباشی همیشگی را در پیش خواهد داشت.
کسی که در پرتو خرد افزاینده وبا دلی پاک
اندیشه و گفتار و کردارش نیک
و با راستی و درستی هماهنگ باشد
مزدا اهورا با توانایی و مهر خویش
به او رسایی و جاودانگی ارزانی می دارد
گاتاها، سرود دوازده (یسنا ٤٧)

برگرفته از سایت رسمی موبد کامران جمشیدی

------------------------------------------
دستنوشته موبد بهرام موبد اورمزديار در باره چگونگي مراسم
نقل از تارنمای دین بهی

چگونه می توان زرتشتی شد

به خشنودی اهورا مزدا

مپندار کاتش پرستان بودند     پرستنده پاک یزدان بودند

                                                                       فردوسی

چگونه می توان زرتشتی شد

بخش نخست : نسک ها و نوشتارهای آگاهی دهنده

بخش دوم : نیایش های بایسته

بخش سوم : چگونه میتوان زرتشتی شد نوشتاری از موبد کامران جمشیدی

“بخش نخست”

کسانی که میخواهند زرتشتی شوند نخست باید آگاهی های بایسته درباره دین زرتشتی را بیاموزند.

برای آموختن آگاهی های بایسته ، خواندن نسک های زیر را به شما پیشنهاد میکنیم:

1- برگردان گاتها از موبد رستم شهزادی

2- زرتشت و آموزشهای او از موبد رستم شهزادی

3- جهان بینی اشو زرتشت از دکتر موبد خورشیدیان

4- دین و آموزش های اشو زرتشت از موبد دکتر جهانگیر اشیدری

5- بدانیم و سربلند باشیم از دکتر منوچهر منوچهر پور

6- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان از موبد اردشیر آذرگشسب

7- اخلاق ایران باستان از دینشاه ایرانی

8- خدا شناسی زرتشتی از دستور داهلا ، بازگردان از موبد رستم شهزادی

9- دیدی نو از دینی کهن از دکتر فرهنگ مهر

10- فلسفه ایران باستان از دینشاه ایرانی

11- خرده اوستا از موبد آذرگشسب و یا موبد شهزادی و یا موبد شهمردان

شما میتوانید این نسک ها را در ایران از موسسه فرهنگی انتشاراتی فروهر ( تهران ، خیابان انقلاب ، خیابان فلسطین جنوبی ، شماره 6 ، تلفن 66462704 خریداری کنید.

در اروپا و آمریکا نیز میتوانید از فروشگاه های ایرانی تهیه کنید ، اگر با دشواری در این زمینه روبرو شدید با ما پیوند برقرار سازید تا در این زمینه به شما یاری برسانیم.

“بخش دوم”

نیایش های بایسته ، این نیایشها را میتوانید از همین بخش دریافت کنید :   دانلود

این مجموعه شامل نیایش های : اشم وهو ، یتا اهو ، اوستای کشتی بستن ، برساد ، پیمان دین ، ستایش یکتا خدا ، سروش واژ ، تندرستی ، ویسپه و 101 نام خداوند میباشد.

“بخش سوم”

چگونه می توان زرتشتی شد؟

نوشتاری از موبد کامران جمشیدی

به خشنودي اهورامزدا

زرتشتی بودن، پيش از هر چيز، يك آگاهي و باوری ژرف و درونی به بهترین راستی و درستی (اشا وهیشتا یا اَردیبهشت) و نیکی بر بنیان اندیشه و خرد می باشد (وُهومن یا بَهمن). یک زرتشتی باور دارد که راستی بهترین نیکی است و آباد کننده است اما دروغ، آزارنده و ویرانگر جان و جهان است. خوشبختی او با خوشبختی همگان کامل می گردد. برای او جهان هستی یگانه است، بدین مفهوم که هر چه هست با هم و درهم تنیده است و سرنوشت یکی در سرنوشت دیگری اثرگذار است. آب و باد و آتش و خاک را، که هر چه هست از آنها درست شده، سپنتایی و اهورایی می داند و از آلودگی و نابودی آنان که آلودگی و نابودی خود است می پرهیزد. گیاهان و جانوران را نیز در این چرخۀ هستندگی و یگانگی می داند و آنها را نمی آزارد زیرا که پیامدش آزردگی خود و جهان است.

این دین اوست، یعنی بینش برآمده از خرد ، خردی که از ژرفای وجود و وُهومن او برمی خیزد و نیک است و بهساز. از این رو به او مزدیسنی نیز می گویند: کسی که خرد بهمنی را جشن می گیرد. خردی که در هازمان (جامعه) بزرگ او بگونۀ خرد گروهی، در همکاری ، هماهنگی و همآوایی با دیگر اندیشه های نیک و سازنده، زندگی هازمانی او را به نیکی سازمان و سامان می دهد. سامانی که خوشبختی او و همگان را در پی دارد.

اگر شما نیز چنین می اندیشید و بر بنیان این باور سخن گفته و کارهای زندگانی تان را بر آن استوار می دارید، شما نیز یک زرتشتی و یک مزدیسنی یا ستایشگر دانش و آگاهی و خرد می باشید.

این یک شناختِ راستین و گزینش بر پایه آن است و در نتيجه امري فردي مي‌باشد. این همانا یک فرآیند و روند است که خود، هم آغازگر و هم ميوه‌ي يك دگرگوني ژرف دروني مي‌باشد و نياز به زمان براي رسايي يافتن دارد.بسیاری از ایرانیان، که پدران و مادران آنها در جایی در زمان و مکان و در پی رویدادهای گوناگون (اما بیشترین در پی زور و بیداد) از آیین مادری چشم پوشیده و به آیینی دیگر گرویده اند، امروزه چشمان ِشان بر راستی ها و روشنی های فرهنگ و آیین ریشه ایِ خویش باز شده و خواستار بازگشت به خویشتن هستند.

بسیاری از این هم میهنان چه بسا که بسیار راه دارند تا جان و روان خود را از آلودگی های سده و هزاره پاک گردانند اما همانگونه که آمد این یک روند و فرآیند است و ارجمند آن است که راه دیده شود و روشنایی خود را بنمایاند. رهرو خود دیگر در راه افتاده و بسوی آماج و آماجگاه (مقصد و مقصود) روان می شود. همگی این نازنیانِ هم میهن و هم اندیش نیز آزادند که خود را زرتشتی/ بهدین/ مزدیسنی بدانند و بنامند و کسی نیز بر پایۀ آزادی گوهریِ انسان برای گزینش باور، حق بازخواست او را ندارد.

از سوی دیگر و در کنار و دست در دست آزادی، و برای آنکه این آزادی در چهارچوب راستی و نیکی بماند، بایسته است که هر کس پاسخگوی گزینش های خویش و اندیشه و گفتار و کردارش باشد.

آزادی و آزادگی به مفهوم بی بندوباری و هرج و مرج نیست که اگر چنین باشد به دروغ، که ویرانگر جان و جهان است دگرگون می شود. یک بِهدینِ آزاده، انسان رسیده و پخته ای است که پاسخگوی کردارهای خویش است و خویشکاری (مسئولیت) آن را بر خود گرفته و زمین و زمان و دیگران را پاسخگو نمی یابد. مزدیسنا، آیین خردمندان و رسیدِگان فرهنگی است.

بس است هر چه خود را و خرد و زندگی و سرنوشت خود را در دست دیگران، آن هم دشمنانِ خویش گذاشتیم و بر آیین های ناخودی و بیایانی سرنهادیم. آیین هایی که انسان را خردمند نمی خواهند بلکه بنده و برده و گوسفند می خواهند، که سر به زیر اندازد و حتا اگر سرش را بزنند آن را بلند نکند.

یک ایرانی/ زرتشتی سربلند است و سرافراز به آنچه در چنتۀ فرهنگی و آیینی و تاریخی و اخلاقی خویش دارد و انسان آزاده ای است که سر تسلیم بر درگاه نابکاران و دزدان و ددان فرود نمی آورد.

پس سربلند باشیم و خود را ایرانی و زرتشتی / بهدین / مزدیسنی بدانیم و بنامیم.

بنیان های بهدینی

ما زرتشتيان با توجه به آموزش هاي راستين دين مان و پيامِ پيام آورمان، اَشو زرتشت مي پذيريم كه:

١ـ دين زرتشتي يا دين بهي، آنگونه كه اشو زرتشت آن را مي ناميد، نخستين دين يگانه شناسي جهان مي باشد كه انسان را از پرستش خدايان پنداري و گوناگون بازداشته و آنان را با خداي يگانه، اهورا مزدا آشنا ساخت.

٢- بنيان گزار دين بهي، زرتشت از خاندان اسپنتمان، در ميان مردمي به نام “آرياها” برخاست و پس از گذار از روندي در جستجوي خود به دنبال راستی ها، به ذات و گوهر نيروي برتر و يگانه و آفريننده و قوانين پيش برندۀ زندگي و راهِ رسیدن به شادی، آرامش و خوشبختی انسان دست يافت و پيام خدا و خرد را براي مردم به ارمغان آورد.

ما زرتشتيان براي بزرگداشت پيام آور، پیام دار و آموزگار خود همواره او را با پيش نام “اَشو” و به گونه ي “اشو زرتشت” نام مي بريم. اشو به چم (معني) كسي است كه رهرو راه اَشا باشد (راه راستي) و فرنامی است كه خود آن اشو به راست روان و درست كرداران داده و آنها را “اَشَوَن” ناميده است.

بر پايه ي آخرين پژوهش ها و شمارش هايي كه از سوي دانشمندان خودي انجام يافته و به پذيرش همگاني رسيده است، مكان پيدايش اشو زرتشت و خاستگاه دين بهي، سرزمين هاي شمال خاوری ايران كنوني (خراسان بزرگ) و زمان آشکار کردن پيام ايشان در سن سي سالگي، در ١٧٣٧ سال پيش از زايش مسيح بوده است. اين تاريخ براي ما آغاز گاهشماري به شمار مي آيد كه به آن “سال زرتشتي” مي گوييم.

٣- بنيان و اساس پيام و آموزش هاي اشو زرتشت كه خود آنها را مانْتْرَ  Mânthra  ناميده است و در چم “انديشه برانگيز” ميباشد، در دفتری با نام “گاتها” در دسترس ماست كه “كتاب راهنمای” ما زرتشتيان مي باشد.

اوستا نام جٌنگی (مجموعه ای) از دفترها و نوشتارهاي به يادگار مانده از همگی تاريخ و فرهنگ ايرانيان، در زمان هاي گوناگون است كه سرچشمه ي بسيار باارزشي است براي آگاهي و پژوهش در چگونگيِ زندگي و باورها و فرهنگ مردم ايران زمين در اين پهنه ي گسترده ي تاريخي. گاتها و چند سروده و نوشتار ديگر كه بوسيله ي نزديك ترين ياران اشو و با همان روش فكري و در همان زمان گفته شده اند رويهم جنگی را به نام “سُتوت يَسن“  Yesna   Staota   تشكيل مي دهند. اين جٌنگ تنها آموزگار و راهنماي ما از“اصول دين” مي باشد.

بر اساس اين آموزش ها :

دين بهي، ديني جهاني است و تنها براي مردم يك كشور، نژاد، مليت يا رنگ پوست ويژه اي نمي باشد و هدف و آرمان آن آرامش، شادي، بهزيوي و خوشبختي انسان مي باشد. بنابراين يك بهدين در هر كجاي دنيا كه به سر مي برد بايد بر اساس آموزش هاي دين خود، خرد و دانش و داد را راهنماي اندیشه خود قرار داده و به وسيله ي انديشه و گفتار و كردار نيك همواره در راه رسایی تن و روان و بهبودي و بهزيستي خود و همبودگاه (اجتماع) بكوشد. البته با توجه به زادگاه اشو زرتشت و مكان رشد و گسترش دين بهي و آميخته بودن تاريخ اين دين با تاريخ ايران زمين، اين سرزمين زادگاه تاريخي پيامبر و دين بهي به شمار مي آيد. به همين دليل بهدينان در هر كجاي دنيا كه مي زيند ايران را سرزمين مادري خود دانسته و براي بهروزي و رستگاري آن همواره در تلاش خواهند بود.

٤- تاريخ زرتشتيان (آن گروه كه در سرزمين مادري بجا ماندند) بخشي از تاريخ اين سرزمين و فراز و نشيب هاي آن است. همچنان كه سرگذشت و روندِ دگرگونيِ فكري و سنتي كوچندگان (پارسيان) نيز واكنشي در برابر قوانين فرمانروا بر چگونگی (شرايط) زيستی آنان در سرزمين هاي تازه (هند و پاكستان) بوده است. زرتشتيان مي بايد كه تاريخ و سرگذشت پدران خود را بدانند تا با كند و كاو در آن به انگیزه های چگونگی امروز پي برده و با بكار گرفتن خرد، هم فردي و هم گروهي روش هايي درست و اشايي را براي پيشرفت به سوي آينده اي بهتر و روشن تر و سرانجام دست يافتن به سازمان دوستي جهاني به كار گيرند.

٥- همانگونه كه گفته شد دين بهي، جهاني و براي همه ی انسان ها است، بنابراين بايد با خردمندي و تدبير به بازگويي و گسترش آن پرداخت. در اين راه به چند بنیان مهم بايد توجه داشت :

الف- ما بايد آنچه را كه از روي خرد باور داريم به ديگران بشناسانيم و هر كجا كه خرد شاهراهي را روشن كرد، راه و روشنايي را تاييد كنيم. بر مبناي اين انديشه با هيچ باور و دين و مذهبي آهنگ ستيز نداشته و از برخوردهاي ناسازنده و نابخردانه پرهيز مي كنيم.

ب- دين بهي، در درجه نخست ديني است انسان ساز و آرامش جو و آرام ساز كه اين آرامش را براي همبودگاه جهاني پايه ريزي مي كند. اين دين به دنبال به دست آوردن قدرت سياسي یا دولتی نبوده و از پايه، دين را از سياست/دولت جدا ميداند و بنابراين تنها پذيراي كساني است كه براي پاك سازي خود و از روي باوري راستين و از روی خواستی پاکدلانه به دين بهي روي مياورند و نه كساني كه تنها به دنبال خواست ها و هدف هاي سياسي يا گروهي خود و يا هر انگيزه ي ديگري از اين دست مي باشند.

پ- از آنجا كه منش بد و انديشه ناپاك و ويران ساز وجود دارد، زرتشتيان و سازمان هاي زرتشتي مي بايد داراي كارسازهاي پدافندي (مكانيزم هاي دفاعي) بوده و با دلي پاك و هشيارانه به شناسايي و جلوگيري كردن از آزار بدمنشي بپردازند.

ث– هر آنكس كه :

دانش و بينش درست  زرتشتي داشته باشد و باورمندانه آنها را به كردار درآورد        

 با پژوهش پيگير از تاريخ گذشته و امروز زرتشتيان آگاهي يابد

– به سختي ها و رنج هاي اين مردم در راه نگاهداري و پايداري دين و فرهنگ نياكاني ارج بگذارد  و از روي اختيار و آزادي دين زرتشتي را برگزيند زرتشتي به شمار مي آيد. 

اين گزينش و پذيرش دو گامه (مرحله) دارد. نخستين گامه شناخت، آگاهی، گزینش، باور و كردار بر پایه ی دين است كه امري است شخصي و سپس پذيرش از سوي همبودگاه  زرتشتي و شركت  در كاركردهاي آن مي باشد. اين پذيرش و به دين آمدن به شكل سدره پوشي و بوسيله ي کسانی انجام مي پذيرد كه از سوي زرتشتيان این خویشکاری (مسئولیت) به آنان واگذار شده باشد.

چگونه به خانوادۀ بزرگتر زرتشتیان بپیوندیم؟

این نیز پرسشی است که در اندیشۀ بسیاری از بازگشتگان به آیین مادری می باشد. نخستین گام آن می باشد که هم اندیشان و همراهان خود را بیابیم و با آنان هماهنگ شویم. این هم اندیشان می توانند زرتشتی (زاده) باشند و یا نباشند. و سپس کم کم گروه های بزرگتر را بیابیم و به آنان بپیوندیم.

برای دانستن و آگاهی بیشتر می توان از گفتارها و نوشتارهای مناسب و گوناگون بهره گرفت. پنج «ب» را همواره به یاد داشته باشیم:

بنگریم   –   بپرسیم   –   بشنویم   –   بیندیشیم   –   برگزینیم

پیامدهای گزینش خویش را نیز بپذیریم و با نگرش به آنها راه خویش را درست گردانیم و همواره به یاد داشته باشیم که می خواهیم به راه راستی برویم و از دروغ دوری کنیم.

به این می گویند زرتشتی بودن و پیوستن به خانوادۀ بزرگ زرتشتیان. اما چشمداشت خانواده نیز این است که این پیوستن ها آن را نیرومندتر گرداند و به نیروی مثبت و سازنده اش بیفزاید. از اینرو شایسته و بایسته است که با آن پیوند یافت و پیمانه  (اندازه) نیز نگاه داشت.

دين زرتشت، دين كوشش است. مگر نه اينكه جهان در سايه كار و كوشش آباد خواهد شد  و تنها در سايه كار و كردار نيك است كه انسان خواهد توانست به سازندگي بپردازد؟

دين بهي، دين گوشه نشيني و زانوي غم بغل گرفتن نيست و نااميدي و منفي بافي در آن راهي ندارد. آينده ، يك رويداد ناگوار برگشت‌ناپذير نيست . آينده در دست هاي ما قرار دارد. اگر بكوشيم و بسازيم آينده زيبا خواهد بود و اگر بدان نيانديشيم و كاهلي پيشه كنيم ، فرجامي بد در پيش روي ما خواهد بود.ساختن و آباد كردن و نوسازي جهان به هم‌انديشي ، همدلي و همبستگي انسانهاي نيك منش نیاز دارد که  گفتار خوش و  كردار نیک بیافرینند . از اين رو دين بهي ، دين هازماني است.

هر نو بهديني یک تلاشگرِ نیکوکار است كه در اين ”سپاه كار نيك” مي بايست جاي خود را پيدا كند و همازور و هماهنگ با ديگر بهدينان به پيش رود. پس لازم مي آيد كه سازمانهای هازماني زرتشتيان سامان پذيرد.

گفتار و كردار هر زرتشتي در سرنوشت ديگر همكيشان نشان‌گذار خواهد بود. هنگاميكه فرد پذيرفت كه زرتشتي شود، خود به خود بخشي از خانواده بزرگ زرتشتيان شده است و از آن پس كارهاي نيك و پسنديده و يا رفتارهاي زشت و ناپسند او دامن گير ديگر زرتشتيان خواهد بود و آنها را سربلند و يا سرشكسته خواهد كرد. نا گفته پيداست كه باهم بودن يك گروه از انسانها ، خود به خود  نياز به يك سري بنيان‌ها، هماهنگي‌ها و قانون مندیها دارد. بدون اين بنيان‌ها،پيوستگي افراد يك هازمان دستخوش هرج و مرج گشته و آنها را رو در روي يكديگر مي گذارد.

اكنون ببينيم چه بنيان‌هايي بايد از سوي نوزرتشتیان ژرف‌نگري شود:

الف ـ ”پرهیز کردنِ سازمان های دینی زرتشتی از کار و جهت گیری سیاسی یا سیاست پیشگی[1]

ب ـ ”پرهيز از باور ستيزي”

پ ـ ”پذيرش خويشكاري (مسئوليت) هازماني و كار گروهي”

—————————————————————————–

الف )  پرهیز سازمان های دینی از سیاست پیشگی

دين زرتشتی ، دين نارواگزيني و دوبيني (تبعيض) نيست . زن ومرد ، دارا و ندار ، سياه و سفيد و …. مي توانند زرتشتي باشند. نه رنگ پوست، نه جنسيت و نه مقام هازماني افراد و يا گرايش سياسي آنها هيچ كدام پايه‌اي براي پذيرش دين نيست.

همانگونه كه كارگر ، پزشك، مهندس، كشاورز و غيره مي توانند زرتشتي باشند، سياست پیشگان نيز مي توانند زرتشتي باشند. اما يك سازمان هازماني كه بر بنيان دين استوار است نمي تواند جايگاهي براي تبليغ يك ايده سياسي ويژه شود و يا جايي براي گسترش انديشه هاي سياسيِ ويژه‌اي شده و از همه بدتر جاي يارگيري گروه هاي سياسي و حزب‌هاي گوناگون گردد.

همانگونه كه كشاورز نمي‌تواند با تراكتور به نيايشگاه وارد شده و زمين آنرا شخم بزند و بذر دلخواه خود را در آن بكارد، سياستمداران و يا كوشندگان سياسي هم نبايد سازمان هازماني زرتشتيان را با حزب و سازمان سياسي يكي بگيرند و دفتر و ساختارهاي هموندگيري خود را در آن پهن كنند.

بنيان سازمان و ساختارهاي هازماني زرتشتيان، آموزش‌هاي زرتشت  و فرهنگ بنیادین ایران است و افراد تنها از روي این باور می توانند در اين نهاد هازماني هموند شوند و نه بر پايه‌ي وابستگي‌ها و گرايش‌هاي سياسي. در يك نهاد ديني، با يك جهان بيني فراتر از رنگ پوست، جنسيت و …، ديگر چپ و راست و ميانه‌رو مفهومي ندارد. همه، زرتشتي هستند و چون زرتشتي‌اند در اين سازمان هازماني هموند شده‌اند.

دين، پاسخگوي فراهم‌آوري آسايش مينوي بوده و بايد بتواند آرامش رواني، اخلاق و اميد را براي انسان به ارمغان بياورد در جايي كه  کار سیاسی، خويشكاري‌اش فراهم‌كردن آسايش مادي انسان مي‌باشد.

هم کار سیاسی و هم دين براي جامعه‌ي انساني لازم هستند اما هر کدام جایگاه خود را دارند.

ب )  پرهيز از باور ستيزي

هر زرتشتي در بهترين چگونگي (حالت) خود، دادگو و كاردار (وكيل) دين زرتشتی است، نه دادستان دين‌هاي ديگر. كار ما استوار كردن و گسترش دادن دین بهی و فرهنگ بنیادین ایران است و نه رد كردن و خرده‌گيري از دين‌هاي ديگر.

البته مي‌توان دين زرتشتی را با دين‌هاي ديگر سنجيد اما اين، سنجش ميان باورهاست كه خود كاري پژوهشي و آموزشي است و نه پيش‌زمينه‌ي يورش به باورهاي ديگر و كوبيدن اين يا آن دين، كه نه سودمند است و نه لازم. اين كار تنها مي‌تواند سبب برپا شدن تنش بين بهدينان و ديگر باورها گردد، كه اگر باورستيزان در كار خود كوشاتر باشند جنگ ديني را در پي خواهد داشت، كه مانند هر جنگ ديگر بيهوده و زيان‌آور است.

پ )  پذيرش خويشكاري هازماني و كار گروهي

آرزوي هر بهديني، بهبود زندگي خود و همكيشان و گسترش دين بهي است. سر‌و‌سامان دادن به كارهاي هازمانيِ زرتشتيان از تواناييِ يك و يا چند نفر بيرون است. شايسته است كه هر نوبهديني بر پايه‌ي توانايي‌ها و ويژه‌كاري‌ها (تخصص) و يا نيازها در گوشه‌اي از سازمان هازماني به كار بپردازد. شانه خالي‌كردن از زير كار و پشت گوش انداختن خويشكاري سبب از هم پاشيدن سامان گروه خواهد شد. اين كار با هيچ سنجه‌ي (معيار) اخلاقي و انساني جور نمي‌آيد. فراموش نكنيم كه پاي‌بندي به پيمان از آموزش‌هاي اخلاقي زرتشتيان است. انسان زرتشتي كسي است كه هم نسبت به خود، هم نسبت به گروه و هم نسبت به سپهر خود را پاسخگو بداند و در راه بالندگي و رسايي خود و جهان كوشا گردد.

اكنون، پس از خواندن اين نوشته، روي پرسش‌هاي زير انديشه كنيد و پاسخ آنها را در درونخود بيابيد:

آيا به دين زرتشتی در درون خود باور آورده‌ايد؟

آيا پيمان‌هاي هازماني را مي‌پذيريد؟

اگر پاسخ به پرسش‌هاي بالا مثبت است، به گروه ما خوش آمديد! اكنون هنگام آن رسيده است كه با هم بخوانيم:

به خشنودي اهورامزدا

من، به یگانگی جهان و پيام‌داريِ اشو زرتشت اسپنتمان بي‌گمانم.

من، دين بهيِ زرتشتي را برمي‌گزينم كه بهترين راه زندگي را به من نشان مي‌دهد.

انديشه و گفتار و كردار نيك را مي‌ستايم.

دين زرتشتي را مي‌ستايم، كه خواستار آزادگي، آشتي، ‌خود‌ بودن، هماهنگی و يگانگي است

اهورامزدا، خداوند جان و خرد را، سپاسگزارم

و پيمان مي‌بندم كه بر دين نيك و پاك زرتشتي استوار بمانم.

                                                                  ايدون باد


[2][1]  آرش (مقصود) از سیاست و سیاسی و سیاستمدار در اینجا به مفهوم کار گروهی یک سازمان دینی برای راه یافتن به دولت (حکومت) و گرفتن بخشی از نیروی فرمانروایی است، چه در پیوند با سازمان های سیاسی دیگر مانند حزب ها و یا بگونۀ مستقل و بجای سیاستمدار نیز بهتر است گفته شود سیاست پیشه. اگر نه سیاست در مفهوم درست خود همانا گزینش بهترین راه از روی خرد است که آن مقولۀ دیگری است.

برگرفته از سایت رسمی موبد کامران جمشیدی


دین زرتشتی ، گات ها و آموزش های اخلاقی آن

ایرانیان در درازنای تاریخ ده هزار ساله خود از بنیانگذاران اصلی تمدن و فرهنگ بوده اند و به پیشرفت جهان به نیکی کمک نموده اند. اشوزرتشت پیامبر یکتاپرستی در جهان است او دین را تعریف کرد و فرهنگ دینی را بنیان نهاد که بنیاد اندیشه ایرانی را دگرگون کرد و پایه تمدن نوینی را پایه ریزی نمود که سده هاست در دل و روان ایرانی زنده و پا برجا مانده و بر تمدنها و فرهنگ کشورهای دیگر تأثیری ژرف برجا گذارده است

 اشوزرتشت٬ پیام اهورامزدا (دانای بزرگ هستی بخش) را به شیوایی و رسایی در سروده های خویش آورده است. پیامهای کتاب آسمانی اشوزرتشت “گات ها” نام دارد که نخستین سرودهای شعرگونه جهان است و از درست زیستن و رستگاری سخن می گوید. گات ها٬ اندیشه پرور و خردگرا است و برای همه انسان ها در هر جا و زمانی، ساده ترین و بهترین الگوی رفتاری را به گونه خردمندانه و به دور از هرگونه پندارهای خرافی و نادرست٬ گفته است. پیام گات ها٬ “مانتره” است که “سخن اندیشه برانگیز” معنی می دهد. از دیدگاه گات ها٬ زندگی مادی انسان بایستی با طبیعت سازگار و هماهنگ باشد و در بینش مینوی، انسان باید با یاری وهومن دریچه دل خود را به سوی راز هستی بگشاید تا روشنایی راستین را ببیند. سخن گات ها تنها برای دانایان است زیرا نادان بر پایه احساسات تند و بی اندیشه خود حرکت می کند و گوش شنوایی برای پیام اهورایی ندارد. هنگامی که دانا اندیشه راستی را می آموزد٬ باید دانش و بینش خود را به دیگران به ویژه افراد ناآگاه برساند٬ تا پنداربافی و خرافات از جامعه انسانی رخت بربندد

 شناخت خداوند٬ پرورش و پویایی٬ ویژگی های اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا٬ ارزشمندترین آرمان سفارش شده اشوزرتشت در زندگی انسان می باشد

 گات ها و آموزش های اخلاقی آن

سراسر گات ها پند و درس زندگیست. برای نمونه چند مورد آن را می آوریم

آزادی

کیش اشوزرتشت٬ دین آزادگی و آیین داد و امید است؛ برای نمونه گات ها٬ انسان را به گزینش منش نیک٬ رهبر دانا، دوست خردمند و همسر اشو سفارش می کند ولی وادار نمی سازد، دین زرتشت به هر شخص به عنوان فرد ارج می گذارد. آزادی و اختیار یکی از با ارزشترین داده های اهورایی است و هیچ کسی حق گرفتن آن را ندارد
”ای خداوند خرد هنگامیکه در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی، خواستی تا هر کس به دلخواه و با کمال آزادی راه و کیش خود را برگزیند.” هات ۳۱ بند ۱۱

برابری زن و مرد

در آیین زرتشت٬ انسان ها از هر نژاد٬ ملیت و قوم٬ با هر زبان و رنگ پوست٬ دین و باور٬ از حقوقی برابر برخوردارند. برتری دینی٬ قومی و نژادی در آیین زرتشت نیست. زرتشت تنها عامل برتری را پایبندی به قانون اشا و پیروی از اندیشه٬ گفتار و کردارنیک می داند. از دیدگاه اشوزرتشت٬ خداوند٬ همه انسانها را آزاد آفریده و آنها را از بخشش آزادی و خرد برخوردار ساخته تا با بهره گیری از اندیشه خویش٬ پیشنهادهای گوناگون را ارزیابی کند و با اختیار کامل بهترین راه را در زندگانی برگزینند، چنانکه انسان ها از آزادی اندیشه و بیان برخوردارند٬ از حق آزادی در گزینش دین و آیین نیز بهره مند هستند. وقتی انسان ها از حقوقی مساوی برخوردار باشند٬ زن و مرد نیز در همه مراحل مادی و مینوی زندگی حقوقی برابر دارند
“ای مردم بهترین سخنان را به گوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن و ژرف بینی آنها را بررسی کنید، سپس هر مرد و زن راه نیک و بد را خود برگزینید.” هات ۳۰ بند ۲

خوشبختی ما در خوشبختی دیگران

مزدا اهورایی که فرمانروای یگانه است چنین پاداش روا داشته است که “خوشبختی از آن کسی است که دیگران را خوشبخت سازد.” هات ۴۳ بند ۱

مهرورزی

در آیین زرتشت٬ جنگ و دشمنی چه از برای کشورگشایی و چه به نام گسترش دین٬ نادرست است. او به جهانی سرشار از دوستی و مهربانی می اندیشد. همه انسانها باید با پیوستن و پایبندی به اشا٬ مهربانی و یگانگی را در بین خود گسترش دهند تا دوستی و آرامش جهانی پدیدار گردد. هر زرتشتی به هنگام نیایش روزانه٬ باور و پیمان خود را در سرود “مزده یسنو اهمی” به مهر و آشتی در دین مزدایی زرتشتی استوار می سازد؛ او آئینی را پیروی می کند که مخالف جنگ و خونریزی و ستایشگر آشتی٬ از خود گذشتگی و پارسایی است

“این سخنان را به نو عروسان و تازه دامادان می گویم، امیدوارم اندرزم را به گوش هوش بشنوید و با ضمیری روشن آنرا نیک دریابید و به خاطر بسپرید: همیشه با نیک منشی و مهر و دوستی زندگی کنید و در راستی و پاکی و مهرورزی از یکدیگر پیشی جوئید، چه بیگمان از زندگی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد.” هات ۵۳ بند ۵

شادی و شاد زیوی

دین زرتشت٬ آیین شادمانی است، از این رو پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را برگزیده اند و از افسردگی و سوگواری دوری می کنند. در این آیین جشن و سرور یکی از راه های نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست. پیامبر ایران٬ پیروان خود را شادمان و خشنود می خواهد زیرا در پرتو این فروزه ها٬ تن انسان٬ نیرومند و روان او شاد می گردد. در نتیجه شوق به کار و کوشش در آن فزونی می یابد. در بینش اشوزرتشت خوشبختی و آسایش راستین تنها با تلاش و از راه راستی به دست می آید و هرگز انسانی که از راه ناشایست خود را خوشبخت می پندارد به خرسندی راستین دست نیافته است
”ای پروردگار برای برخورداری از شادمانی و خوشبختی٬ بخشایش بیمانندت را بمن بنما، ای هستی بخش بخشایشی را که از اندیشه و کردار نیک سرچشمه می گیرد به من ارزانی دار، ای آرمئیتی، ای نمود عشق و بردباری٬ بوسیله راستی دلهای ما را روشن ساز تا به شادی و خوشبختی دست یابیم.” هات ۳۳ بند ۱۳ و هات ۳۳ بند ۱

سازندگی و آبادی

یکی از مؤثرترین عوامل آبادانی و پیشرفت که خوشبختی مردمان را به دنبال خواهد داشت٬ کار و کوشش است. اشوزرتشت از همه خواستار است که در راستای پیروی از قانون اشا و به یاری منش نیک تا آنجا که می توانند برای پیشرفت و آسایش جامعه انسانی تلاش کنند و سازندگی ایجاد نمایند. هنرآفرینی و تلاش در انجام کار نیک٬ یکی از راه های نیایش پروردگار است. بر این پایه٬ درویشی٬ ریاضت کشیدن٬ تنبلی و گدایی از کارهای ناشایست می باشد
“پروردگارا بشود مانند کسانی که جهان را بسوی رسایی و آبادی پیش می برند از آفریده های وفادار تو باشیم.” هات ۳۰ بند ۹

آموزش

“دانا باید با دانش خویش، نادان را آگاه سازد، نشاید که نایخرد گمراه بماند.” هات ۳۱ بند ۱

راستی

“ای مردان و زنان از دروغ بپرهیزید. از پیشرفت ریا و فریب جلوگیری کنید و بدانید آن خوشی و سروری که از راه نادرست و بدبختی و بیچارگی دیگران بدست آید جز رنج و افسوس چیزی به بار نخواهد آورد.” هات ۵۳ بند ۶

باور ایمان

“مرد خردمند با آگاهی از اینکه عشق و ایمان به خدا سرچشمه راستی است، گمراهان و زشتکاران را به پرورش منش پاک و انجام کار نیک و مهرورزی به دیگران اندرز خواهد داد و سرانجام، ای خداوند جان و خرد همه زشتکاران با آگاهی از حقیقت بسوی تو خواهند آمد.” هات ۳۴ بند ۱

کمک به دیگران

مرد دانا و توانائی که بنا به دستور ایزدی و یا از راه مهر و عواطف انسانی خواستاران کمک را، خواه از هواخواهان راستی و یا دروغ به گرمی پذیرا شود، او، پیرو راه اشا بوده و زندگیش سراسر سرشار از راستی و درستی می باشد. ای هستی بخش دانا او بخردی است که با نیروی دانش٬ گمراه را از تباهی و نیستی رهانیده و او (گمراه) را به خودشناسی و اتکا به نفس رهبری خواهد کرد.” هات ۴۶ بند ۵

مهر و دوستی

“خشم و نفرت را از خود دور کنید؛ اجازه ندهید اندیشه هایتان به خشونت و ستم گرایش پیدا کند. به منش پاک و مهر و محبت دلبستگی نشان دهید. رادمردان پاک سرشت برای گسترش راستی و درستی پیوند استوار خواهند ساخت و هواخواهان راستی را بسوی بهشت جایگاه تو ای اهورا که منزلگه راستان و پاکان است رهبری خواهند کرد.” هات ۴۸ بند ۷

۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه

پــُـرسِـه Porseh

پرسه اورمزد و اسفند ماه


 پــُـرسِـه Porseh

اورمزد و اسفند ماه( نخستین روز اسفند از سالنمای زرتشتیان) ۲۵ بهمن ماه

خشنوتره اهوراهه مزدا
اشم وهو
ارستانوم اوروانو یزه میده یا اشه اُنام فروشه یو
به روان همه درگذشتگان پارسا درود باد

 




روز اورمزد واسفند ماه پرسه همگانی ویژه بزرگداشت شهدای جنگ تازیان علیه ایرانیان است. برروان  وفروهر همه این سلحشوران دلاوردرود باد
* به روان وفروهرهمه موبدان وبخردان وسلحشوران ودین چاشنی دارن درود باد
*به روان تابناک همه شهدای راه دفاع از کیان ملی میهن عزیزمان ایران سرفراز درود باد
* به روان بهدینانی که امسال جهان را بدرود گفته اند.درود باد
*یاد شان گرامی وراه نیکشان پررهرو باد. بهشت برین جایگاهشان باد
* به همه نیک اندیشان ,نیک گفتاران ونیک کردان , راستی جویان و سپنته من های ایران وجهان درود باد

ازاهورامزدای بزرگ میخواهیم که یاری رسان باشد که همه بازماندگان تندرست زیوند , نیک زیوند, درست زیوند, تازیوند به کامه زیوند . گیتی شان باد به کامه تن .مینویشان باد به کامه روان

این مراسم به یاد درگذشتگان و گردهمایی همگانی زرتشتیان انجام می‌پذیرد. خا نواده هایی که در آن سال درگذشته داشته‌اند، نام درگذشتگان آنان را موبد به همراه سایر درگذشتگان آن سال،با نوای اوستا در هم می‌آمیزد. کسانی‌ که برای پرسه می‌آیند مقداری قهوه و نبات بر می‌‌دارند و شاخهً مورت را به نشان تداوم زندگی‌ با خود به همراه می‌آورند، به روان در گذشتگان درود فرستاده و آرزوی تندرستی و سلامتی‌ برای بازماندگان می‌نمایند 

نقل از تارنمای ارشتاد

کتاب جنگ قادسیه

نام کتاب: جنگ قادسیه

نویسنده: امیرحسین خنجی


دانلود

۱۳۹۸ مرداد ۲۱, دوشنبه

☆ زرتشتی شدنی نیست، بودنی است ☆

پیروی کردن از آموزه‌های یک بینش است که آموزگاری در ایران باستان در برابر پندارهای نادرست و بیداد زمانه، آن را دریافت و به مردم جهان سفارش کرد.
شدنی نیست زیرا آنانکه‌ بینش اشوزرتشت را از خانواده نیز به ارث برده‌اند، زرتشتی نشده بلکه به خواسته خویش پیوسته زرتشتی بوده اند.
شدنی نیست چون نمی توان با بیان واژگانی آن را پذیرفت ولی به بینش آن باور نداشت.
زرتشتی بودنی است؛ زیرا هر کس حق دارد برابر پیام اشوزرتشت و بندی از قانون راشن‌های مرتوگان(:حقوق بشر) سازمان ملل متحد با آزادی کیش خود را گزینش کند.
بنابراین پرسش می‌تواند اینگونه باشد:

چگونه می‌توان پیرو اندیشه اشوزرتشت بود؟
پاسخ ساده‌ای دارد. اراده کنیم تا پیوسته راستی پیشه کنیم، چون اشاوهیشتا(بهترین راستی) در پیام زرتشت مرتوگان(:بشر) را شناسه و هویت می‌بخشد و در این نگرش هرگونه دروغی ناشایست است.

شادی را در زندگی برگزینیم، چون سوگواری روان مرتو(:انسان) را پریشان خواهد کرد.

به تازگی و نوشدن بپردازیم، چون اشوزرتشت سفارش می کند: "از کسانی شویم که زندگانی را تازه می‌کنند و جهان را نو می‌سازند"

- از آزردن تن مانند ریاضت‌کشی، روزه گرفتن و خوراک نخوردن پرهیز کنیم، چون تن جایگاه روان است و روان نباید آزرده بماند.

- به آسایش دیگران نیز بیاندیشیم، چون در بینش اشوزرتشت خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد.

 - داد و دهش را فراموش نکنیم، چون زندگی مادی برای همیشه پایدار نبوده و شایسته نیست تا انسانی گرسنه و دریوزه بماند.

 - کار و کوشش را فراموش نکنیم، چون تنبلی و بیکاری و خمودگی از گناهان است.

- از آزردن جانوران و قربانی کردن آنها بپرهیزیم، چون وهومن(اندیشه نیک-منش نیک) خشم به جانوران را نیز نکوهیده می‌داند.

- به مهرورزی بیاندیشیم، چون درسروده(مزده یسنواهمی) از اوستا باور داریم که مخالف با جنگ و خونریزی و ستایشگر کیش آشتی و مهربانی هستیم.

- باور کنیم که زن و مرد بودن امتیاز بر دیگری ندارد، چون با پیام (ینگهه هاتام) از هر زن و مردی که در انجام کار نیک از دیگری پیشی بگیرد او شایسته‌تر خواهد بود.

- باور کنیم که بنده و برده خدا نبوده تا از او وحشت داشته باشیم، چون اهورامزدا به‌چم(:معنی) دانا و دانش بزرگ هستی بخش است و مزدا اهورا فروزه دانایی و عشق درونی ماست.
- به دانایی روی آوریم، چون در بینش این آموزگار ایرانی، توانایی مرتو(:انسان)در دانایی اوست.

- آب، خاک، هوا و آتش را گرامی داریم و آلوده نسازیم چون، نیاکان ما ایرانیان آنها را پاک کننده می‌دانستند و روشنایی آتش را جلوه اشغ و پاکی و پیشرفت می‌دانستند.

- اندیشه خود را نیک گردانیم، چون در بینش اشوزرتشت توهم و خرافه و پندار نادرست نکوهش شده‌است.

- به سرنوشت از پیش نوشته شده باور نکنیم. چون اهورامزدا دشمن کسی نیست که گلیم بخت او را سیاه ببافد پس بکوشیم تا سرنوشتمان را با اراده خویش برگزینیم.

- گفتار خود را نیک و اثر بخش سازیم، چون راه گسترش آیین راستی سخن گفتن شیوا و دلنشین است.

- کردار خویش را بر پایه خرد رسا و دانش نیک استوار سازیم، آنچه از مرتو(:انسان) به یادگار خواهد ماند نام نیکی است که با کردار نیک فراهم شده باشد.

پس زرتشتی بودن، برگزیدن راه خود سازی و گزینش شناسه و هویت مرتوگانی است و نیازی نخواهد داشت تا پیشوایی و یا نهادی پروانه "زرتشتی شدن"را به دیگری بدهد!

نقل از درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان

روی آوردن به آموزش های معنوی زرتشت از راه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ امکان پذیر خواهد بود

خوانندگان گرامی، روی آوردن به آموزش های معنوی زرتشت از راه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ امکانپذیر خواهد بود. آنهایی که به مرحله دانایی رسیده اند و توانایی فکری دارند می توانند درست تر داوری کنند و خوبی را از بدی بازشناسند و به آنچه از همه چیز مهمتر یعنی هماهنگی با راستی و دادگر و «اشا» و نیک اندیشی و هومن است روی آورند. در این زمینه نقش دانایان آنست که با سایر مردمان که همانند خودشان به حقایق اخلاقی آگاهی دارند، سخن گویند و کنکاش کنند و راه را بر پیروان دروغ ببندند تا آنها نتوانند مردم را بفریبند و گمراه کنند. گسترش پیام زرتشت به بالا رفتن سطح فرهنگ و دانش مردم بستگی دارد. هر انسان فهمیده با فرهنگی چنانچه به آن آموزش ها اگاه شود مسلما آنها را به هر آموزش دیگر ترجیح میدهد.

نکته دیگر آنست که دانا باید در دانایی دیگران بکوشد و اصول و ارگان دین زرتشت را بگستراند و آموزش دهد و تبلیغ کند. «گاتاها» دیدگاهی پویان گراست بدین سان جهان هستی را در روند زایش و پویش و آفرینش میداند و ایستایی هرگز در فرهنگ اوستایی دیده نمی شود.

سوشیانت که در این دین درباره آن سخن بسیار میرود، رهاننده است که در هر زمان میآید و جهان پیرامونش را تازگی میبخشد. از این روی بر پایه این دستور، هر زرتشتی باید دارای اندیشه و روان و کنش زاینده باشد و پیوسته بکوشد که جهان را تازه گرداند و خودش سوشیانت زمانه باشد.

پایه گسترش و پیشبرد دین زرتشت در آموزش اخلاقی تبلیغ و فراخوانی مردم گمراه به راه معنوی و صلح و دادگری است. انسان دانا و درستکار نباید به گفتار و پیامی که موجب آشفتگی و تباهی و پس ماندگی است گوش فرا دهد، شیوه های غیرمنطقی و ناسازگار با دانش به ارکان زندگی یعنی خانه و روستا و شهر و همه کشور آسیب می رساند و فتنه و نا امنی و فقر روحی و مادی ایجاد می کند، باید مردمان را به حقیقت آگاه و به راه راست هدایت کرد.

اگر تبلیغ به راه راست برای پیشرفت و خوشبختی انسانها در خانه و روستا و شهر و کشور، در آنها اثر نکرد، باید تا آنجایی که ممکن است با خونسردی و متانت و بیان خوش روبرو شد و اگر تهاجم کردند به پدافند. برخاست، آنچه مهم است آموزش های بیدار کننده زرتشت است. دین زرتشت یک دین قومی و تیره ای متعلق به یک گروه و تبار خاص نیست.

کلی و همگانی است و قابل پذیرش و اجرا در تمام مکان ها و زمانها که به مسائل و امور جزئی نمی پردازد و میتواند جنبه فلسفی و مکتبی داشته باشد.

زرتشت که آورنده و آموزنده این پیام است، اصرار و تأکید در گسترش و تبلیغ آن دارد. همان گونه که در «گاتاها» آمده است، در سه هزار و هفتسد و اندی سال پیش خود اشوزرتشت انجمنی از پیروان نخستین خود، انجمان مغان یا دانشوران را که از یاران فرهیخته وی بودند، به وجود آورد و برای گسترش و شکوفا نمودن آئین خود به چهار گوشه جهان فرستاد که از همه آنها به نام فرزانگان و آزادگان به نیکی یاد کرده است و همیاری آنها را در پیشبرد کیش یکتاپرستی خود ستوده و گرامی داشته است.

گروهی از زرتشتیان و پارسیان مخالف تبلیغ و گسترش دین زرتشت بودند و دلیل آن روشن است و جنبه تاریخی دارد که ناشی از دشواریها و دشمنیهای غیر انسانی اقوام حاکم بوده است که در درازای زمان کارشان جز کشتن نیاکان ما و سوختن کتابها و گرفتن جزیه و غصب و تاراج اموال آنها نبوده است.

همین اندازه که گروه کم شماری توانسته اند جان سالم از این تهاجم ها به در برند، سزاوار آفرین هستند. و دیگر فرصتی و موقعیتی برای فراخوانی و تبلیغات نداشته اند. بنابرابن، این گوشه گیری و انزوا یک سنت تحمیلی بوده است.

در زمان کنونی که پیام صلح و آزاداندیشی و آزادگی تنها در میان نابسامانی ها و آشفتگی ها و به هم ریختگی های اجتماعی جهان امروز است و در اغلب کشورهای دمکرات جهان نژادپرستی را محکوم کرده اند و راه را برای پذیرش هر دین و مسلکی آزاد گذارده اند، خواهیم دید چون پیام زرتشت جهانیست، در آینده ای نه چندان دور جهان گسترش خواهد یافت.

👈بنمایه:
آیین زرتشت- دیدگاه و نوشته های
جهانگیر موبد گشتاسب اشیدری
(برگرفته از تارنمای دین بهی)

جشن سپندارمزگان

#مردم ایران در تاریخ خود، کارنامه درخشانی را در زمینه ارج نهادن به جایگاه بلند زن از خود بر جای نهاده و امروز زنان ایرانی از اینروی بر خود م...