در بخشی از سفرنامه ملافیروز چنین آمده که جمعی از زرتشتیان کرمان جهت دادخواهی به شیراز رفته بودند، زیرا والی کرمان مبلغ هنگفتی را به عنوان جزیه از آنها طلب کرده بود. در حینی که ملافیروز و پدرش در شیراز بودند، یک نفر از آن افراد نزد پدر ملافیروز رفته و ماجرا را به او شرح داد. ملاکاووس نیز دادخواهی آنها را در یک عریضه برای کریم خان زند نوشت و صبح روز بعد در دیوان خانه آن گروه زرتشتی را احضار کردند و در جلسه دربار و در مقابل کریم خان و وزرا، شرحی از ظلمی که بر آنها رفته گفته شد. کریم خان در همان جلسه به منشی خود دستور داد که فرمان همایون را به والی کرمان بنویسند مبنی بر این که هیچ کس حق ندارد پولی افزون بر دیگران به عنوان جزیه از زرتشتیان بگیرد. پس از صدور این فرمان، آن گروه به خواسته خود رسیده و شادمان به کرمان بازگشتند. قبل از سرودن این بخش، ملافیروز به ظلم بر زرتشتیان کرمان در دوران قدیم اشاره کرده بود و می گوید از آن زمان چنین سیاستی بر آن ها تحمیل شده بود.
وکیل آمد نشست آن گَه به دیوان
برش بستند صف از خان و سلطان
بشد آقا همان ساعت به درگاه
مر آن بیچارگان را بُرد همراه
به خدمت آنگهی آقا عیان کرد
عریضه داد و یک یک زان بیان کرد
وکیل از حال چون آگاه گردید
ز مظلومان ستم کوتاه گردید
بشد حکم همایون زود صادر
که ظلم اندر زمانِ ماست نادر
بیامد منشی و بنوشت فرمان
ابر عمّال و بر والی کرمان
که بنیاد ظلم از پا فکندیم
زِ هرجا و زِ هر ماوا فکندیم
رعیت را همی خواهیم دلشاد
که باشد از رعیت ملک آباد
به کرمان بر مجوس این ظلم دیدم
عجب ظلمی بر ایشان من شنیدم
ازین پس آنچه می باشد مقرّر
بگیرد مُجتنب شو از مکرّر
نباید از آن گیری زیاده
برابر کِی یکی گردیده با ده
مرتسم کرد آن منشور را زود
بسی از لطف، تحقیقات فرمود
مران آن بیچگاران را داد فرمان
ز حق دردِ دلشان یافت درمان
ز ایزد آرزوهاشان برآمد
غم و ظلم و ستم جمله سرآمد
به صد خوبی به کرمان بازگشتند
از آن در خلق با اعزاز گشتند
ز بهدینان سرآمد ظلم و بیداد
خدا دادِ ضعیفان داد از داد
ز بابم جمله بهدین شاد گشتند
که از وی زان ستم آزاد گشتند
اگر گویم گزارش های شیراز
کجا آید به گفتن آن همه راز؟
ازینسان کرده شد آن جا فراوان
اگر گویم نیاید آن به پایان....
سفرنامه ملافیروز، گردآورنده و گزارنده خسرو کیان راد، تهران؛ هیرُمبا ۱۳۹۸
🍁🍁🍁
نقل از درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
۱۳۹۹ دی ۲۱, یکشنبه
دادخواهی زرتشتیان کرمان
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
جشن سپندارمزگان
#مردم ایران در تاریخ خود، کارنامه درخشانی را در زمینه ارج نهادن به جایگاه بلند زن از خود بر جای نهاده و امروز زنان ایرانی از اینروی بر خود م...
-
▪️اکنون پرسش این است که این خرد چیست که پیشنیاز فر کیانی بوده است؟ خرد از ناب ترین و غنی ترین مفاھیم موجود در اندیشه ایرانی بوده است. ریشه...
-
موبد نیکنام روح یک واژه عربی و جمع آن ارواح است. واژه پارسی آن "روان" است که در اوستا به ریخت «اوروان»آمده است. یکی از بخش های ...
-
«قصه سنجان» بازمانده یی از ادبیات پراکنده و اندک زرتشتیان به زبان پارسی است. که به نخستین کوچ گروهی آنان اشاره دارد. پس از یورش تازیان به ...
-
🤍🏳️ همانگونه که استاد فریدون جنیدی در یک توژ (فیلم) کوتاه گفتند، «درود» ریشه در واژهی اوستایی «دِرَوَت dēravat» به مانک «تندرستی» دارد ...
-
در سراسر اوستا آنکه شایسته و سزاوار پرستش میباشد اهورامزداست و اهریمن پیوسته مورد تنفر و طعن و لعن هر مومن زرتشتی است. در هنگام نو کردن کش...
-
کورش نیکنام واژه «اَمِشَه سپنتَه» در اوستا به چِمار(:معنای) بی مرگان سپند(:مقدس) آمده است. (اَ = واک منفی، مِشَه = مرگ و نیستی، سپنته =مقد...
-
🔴The Gathas-The Sublime Book of Zarathustra .... Song 3-Haat 30-vers 5 🔴 گاهان سرودهای اهورایی اشو زرتشت سروده سوم یسنا هات 30-بند 5 ...
-
موبد نیکنام درود برشما، درفرهنگ کهن این سرزمین، روشنایی و فروغ را از ویژگی ها وفروزه های«اهورامزدا» می دانستند، ودگرگون آن، تاریکی را ...
-
پل چینود چگونه است؟ آیا همان پل صراط است. چگونه فرد گناه کار از آن رد می شود؟ موبد کورش نیکنام: در سرودهای زرتشت به گذرگاهی به نام «چینوَت...
-
در خرده اوستای پاک و در خورشید نیایش و مهریشت عبارت «زَرِنومانتِم سورِم» نوشته شده است که به معنای «سلاح های طلایی» میباشد و اشاره به «سدر...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر